X
تبلیغات
رایتل
1391,02,11 @ 12:36

یک سپید و چند سه گانی

سلام دوستان بزرگوار

دیگر خودم هم از دیر کردن هایم به ستوه آمده ام اما چه کنم که خیلی گرفتارم و  گویا این گرفتاری ها  پایانی ندارد.

بگذریم...

هرچند که از روزهای سال نو  مدت ها می گذرد اما من این روزها را  صمیمانه به شما شادباش می گویم و آرزویی جز بهروزی و پیروزی شما بزرگواران ندارم.

 سوای گرفتاری هایم در این مدت مدید به سراغ دوستان می رفتم و عرض ادبی می کردم وگاهی با نوشته های تندم موجب رنجش برخی خوبان را فراهم می آوردم که از همه پوزش می خواهم.

همچنین روز جهانی کارگر و هفته ی پر افتخار مقام معلم را به کارگران عزیز و معلمان دلسوز شادباش می گویم.

این پست را با یک سپید و چند سه گانی ارائه خواهم داد و مثل همیشه چشم به راه نقددلنشینتان...


باران که می آید

پر می شوم از ابرهای دلتنگی

می روم کنار خاک

و می رسند

بغض های کال چهل ساله ام


*

من با ابرهای باران زا

خویش ترم

 تا سترون هاش!


* واین هم چند سه گانی:


1)

از بس که هوای این کوچه ملال انگیز است

-توهین نشود-

من معتقدم بهار هم پاییز است


2)

آبشار با خودش:

باید استقامتی چو کوه داشت

در سقوط می شود شکوه داشت!


3)

این شیارها چه آشناست!

_ردّ دزد دهکده ست_

وه!شبیه کفش کدخداست!


4)

لنگه های دربِ چوبی حیاط

گرچه کهنه اند، بی غم اند

خوش به حالشان که با هم اند



fontbr /
BlogSky:PostTitleList Date /nbsp;li