X
تبلیغات
رایتل
1394,12,16 @ 18:12

آمد اما....

آمد اما خستگی هایش خرابش کرده بود

برف رخسار نجیبم غصه آبش کرده بود


پرسش از من ،آه!اما سر به زیر و ساکت و...

لحظه های سخت دور از من جوابش کرده بود


بس که در شبهای سرد بی کسی بیدار ماند

لحظه ی دیدار اما شوق خوابش کرده بود


گفتگوی من ؛ وَ اما لرز لرز شانه هاش

دست عکاس و سکوتی که مجابش کرده بود


چهره اش غمبار،عکسش زار،گنگ؛

دوربین خاطراتی محو قابش کرده بود


پله ها را دو به دو افتان و خیزان آمد و ...

اشتیاقی سخت  که پر اضطرابش کرده بود


BlogSky:PostTitleList Date /nbsp;li